عبد الرزاق اللاهيجي
347
گوهر مراد ( فارسى )
و مباح ، و قبيح بر دو قسم بيش نيست : حرام و مكروه . پس حكم اللّه ؛ در پنج قسم « 1 » منحصر باشد : وجوب و ندب و اباحت و كراهت و حرمت . و اين احكام از اين جهت كه اقسام حسن و قبحند و حسن و قبح عقلى ، متصفاند به عقليّت ، و از اين جهت كه شرع بر آن وارد شده ، متّصف شوند به شرعيّه . پس هر حكمى هم عقلى باشد و هم شرعى . و گاه باشد كه شرعيّت را تخصيص دهند به احكامى كه عقل مستقل نباشد به معرفت جهات آن ، مانند وجوب صوم آخر رمضان و حرمت صوم اوّل شوّال ؛ و عقليّت را به احكامى كه مستقل باشد عقل به معرفت جهات آن ، مانند وجوب حفظ امانت و حرمت تضيع آن ؛ و بنابراين هر حكمى يا عقلى باشد و يا شرعى . و خطاب بر دو گونه بود : لفظى و معنوى . خطاب « 2 » لفظى كلام خدا باشد يا كلام رسول خدا كه مشتمل بر اوامر و نواهى باشد ؛ و خطاب معنوى حكم عقل باشد به حسن فعل يا به قبح فعل باقسامهما ؛ چه حكم عقل بر وجوب فعلى مثلا به منزلهء كلام الهى باشد مشتمل بر امر به آن فعل و حكم عقل به حرمت فعلى به منزلهء كلام الهى باشد ، مشتمل بر نهى از « 3 » آن فعل ، چه عقل به منزلهء پيغمبرى است از داخل و پيغمبر به منزلهء عقلى است از خارج .
--> ( 1 ) الف ، ج : « قسم » ندارد . ( 2 ) الف : « خطاب » ندارد . ( 3 ) الف : « از » ندارد .